تبليغاتX
مثبت بی نهایت - وبلاگ مهدی رنجبر
صفحه نخست      |       بایگانی وبلاگ      |       لیست مطالب      |       تماس با من      |       درباره من

دیروز مادربزرگم جمله ای رو گفت که خیلی برام جالب بود. مادربزرگ من ۷۸ سالشه و اهل طرقبه ست و درس هم نخونده و بی سواده. اون بعد از دیدن تصویر احمدی نژاد در تلویزیون با همون لهجه ی خاص خودش و با همون کلمات قدیمی که تو ذهنش داشت گفت:

"ایشتو ای احمدی نژاد رئیس جمهور رفت؟! مو که سر در نمیارُم"


پ.ن۱: ایشتو یعنی چطور
پ.ن۲: طرقبه یه شهر توریستی اطراف مشهد، مثل شاندیز

لینک بی ربط:
شیفتگان خدمت یا تشنگان قدرت
شورای حقیقت یاب


9:47 PM |
شنبه 6 تیر1388
موضوع: یادداشت
ذهنم پر از خاطرات پوسيده
و آدم هاي دروغينی که در افکارم جای خوش کرده اند
کوچه ها بی صدا و تاريکند
صبح بی تفاوت از کنار جاده می گذرد
و درختان ديگر دلشان به حال گنجشکان بی پناه نمی سوزد
چقدر لانه های چند طبقه کرکسانی که بر اوج درختان بی روح جای گزيده اند،
و ديوارهايی که از جنس نامردی تا بی کران آسمان کج رفته اند، چشم دل را می سوزاند
اینجا آدميانی که هنوز فانوس هايشان به پشتشان بسته است، خیلی هوا را تنگ کرده اند!
باران را ببارانيد، ريه های شهر سياه اند.

مشهد / ۲.تیر.۸۸

پ.ن: برای تمام آنان که در این چند روز شهید شدند.

لینک مرتبط:
روزنامه حامی دولت: خبرنگار BBC «ندا» را کشت


1:14 PM |
پنجشنبه 4 تیر1388
موضوع: متن ادبی
» آخرین مطالب دوستان (Google Reader)