به نظر می رسه که بلاگفا داره یه جورایی میشه. چند روزه که بلاگفا به قول خودمون داره حال گیری میکنه. نمیدونم این مشکل فقط برای من بوده و هست یا برای همه بلاگفایی ها! چندی روز قبل که قصد داشتم یه سری تغییرات رو توی وبلاگم ایجاد کنم مدام به تصویر زیر برخورد می کردم که حسابی اعصابم ریخت بهم و رفتم دنبال اینکه ببینم وردپرس چطوریه و اگه وضع همین طور باشه، رخت از بند(البته منظورم از بند، زندانی بودن نیست... ایهام داره) بلاگفا بربندیم. ( اگه آقای شیرازی اینو بخونه با خودش میگه مگه مجبورت کردم!)
امیدوارم بلاگفا که به هرحال یک سرویس وطنی پرطرفدار هست و بیشتر وبلاگ های معروف رو میزبانی میکنه، از سرویس های خارجی مشابه عقب نمونه.
پ.ن: مشکل بهم ریختن قالب وبلاگم توی فایرفاکس هم حل شد، با تشکر از مرد خندان
چند وقتی هست که درگیر مسئله میکروبلاگینگ شدم و خیلی این موضوع منو به خودش واداشته. اما هر چی پیش میرم میبینم ابعاد گوناگونی داره! به همین خاطر خواستم تا یه کمی در این باره بنویسم.
دنيا وب به سرعت در حال گسترش است و اگر لحظه اي از آن غافل شويم خيلي از پديده هاي نو و تکنولوژي هاي جديد را از دست مي دهيم. يکي از اين پديده ها ميکروبلاگينگ يا ميکروبلاگ نويسي است. پديده اي که برخي آن را هووي وبلاگ مي دانند. ميکروبلاگ نويسي به سرعت در دنياي وب در حال گسترش است و در ايران هم برخي از کاربران از آن به اشکال مختلف استفاده مي کنند. ولي متاسفانه به دليل اطلاع رساني کم خيلي از کاربران ايراني هنوز هم آن را به طور کامل نمي شناسند.
ميکروبلاگ نويسي يا ميکروبلاگينگ نوعي از وبلاگ نويسي است که به کاربر اجازه مي دهد مطالب خودش را به سرعت و سهولت در وب منتشر کند. نکته قابل توجه اينجاست که اين نوع وبلاگ نويسي بسيار ساده و البته محدود است. متن ها در اين نوع وبلاگ ها بايد بسيار کوتاه نوشته شود و يک نوشته ي آن نبايد بيش از 200 کاراکتر باشد. البته در برخي سرويس دهنده ها اين مقدار خيلي کمتر است. سايت هايي که اين نوع وبلاگ ها را پشتيباني مي کنند به شما اين اجازه را مي دهند که مطالب خود را از طريق سايت، ايميل، پيامک و ... براي آنها بفرستيد. و در صورتي که وبلاگ نويس بخواهد مي تواند آن را براي عموم کاربران سايت يا براي شخصي خاص منتشر کند. شما مي توانيد از سير تا پياز اتفاقاتی که در طول روز برايتان مي افتد را ارسال کنيد. شايد در وهله اول از خود اين سوال را بپرسيد که اين کار بکنم که چی بشه! خيلي از کاربران وقتي که با اينگونه سايت ها روبرو ميشوند، آن را نمي پذيرند و تا حدودي با آن نيز مخالفت ميکنند. و شايد هم ديگر سراغ اين پديده نيايند. اکثر آنان در اين فکرند که اين نوع وبلاگ نويسي خيلي به حريم خصوصي افراد وارد مي شود. برخي ديگر اصولا هيچ رغبتي به اينکه از صبح تا شب اتفاقات ديگران را دنبال کنند ندارند. دسته ای همان وبلاگ شخصی خود با همان شکل و شمایل را انتخاب می کنند. البته برخي هم هستند که از میکروبلاگینگ به نيکي ياد مي کنند و آن را جالب و به درد بخور مي دانند.
"ميکروبلاگينگ فقط به درد روزنويسي نمي خورد. سرعت بالاي نوشتن مطالب و سهل الوصول بودن آن مي تواند در خيلي جاها به درد بخورد. مثلا شما مي توانيد اتفاقات يک کنفرانس بين المللي تا يک جلسه کاري را به صورت زنده منتشر کنيد تا يک گروه ديگر در يک جاي ديگر دقيقا در موقعيت و حال و هواي شما قرار بگيرند. حساب کنيد به يک موبايل بتوانيد يک رويداد را در لحظه گزارش کنيد. دلچسب نيست؟ "
"من در تويترم سعي مي کنم چيزهايي را بنويسم که ديگران هم بتوانند از آن استفاده کنند و يا به تفکر وادار شوند. به واقع کوشش مي کنم حتي شرح حال نويسيم هم در قالب آن 140 کاراکتر با معني باشد و قابل استفاده براي ديگران. "
"دنبال کردن حالات و رفتارهاي ديگران آن هم در دوران سرعت که شما حتي براي سلماني رفتن وقت نداريد چه نفعي براي کاربران اينترنتي ايراني دارد. آيا کاربران وقت گرانبهاي خود را با چنين کار بيهوده اي تلف نمي کند؟ اين پديده (وبلاگ هاي بسيار کوچک) کاربر را سردرگم مي کند که شما را از طريق وبلاگ تعقيب کند يا ميکروبلاگينگ. از کيفيت پست هاي وبلاگر هاي ايراني در برخي از اين سايت ها که نمي توان حرف زد. چند روز پيش در تويتر يک وبلاگر ايراني را دنبال ميکردم. او بدينگونه مي نوشت: سلام من از خواب بيدار شدم صبح همگي بخير / چند دقيقه بعد: صبحانه ام را خوردم حالا دارم فيدهايم را مرور مي کنم. / بعد ازساعتي: وقت نهار است مي روم براي خوردن نهار و…. . خواننده به چه چيزي رسید؟ چه آموخت؟ چقدر خلاق شد؟ "
به عقيده ي من هر پديده اي در ابتدا اين کنش و واکنش ها را در پي دارد. ولي نکته که بايد به آن توجه کنيم اين است که از هر چيزي، به درستي و در جهت کيفيت بخشيدن به کار خود، از آن بهرمند شويم.
در پایان بد نيست با يکي از اين سرويس دهنده ها بيشتر آشنا شويد. تویتر يکي از برترين سايت ها در زمينه ميکروبلاگ نويسي است که هر روز بر تعداد کاربران آن در سرتاسر جهان افزوده مي شود. تويتر در جولاي سال ۲۰۰۶ متولد شد و از آن موقع بسياري از رقيبان که تعدادشان هم کم نيست را کنار زده است و جاي خود را در بين دوست دارانش بيش از پيش باز کرده است. تا جايي که امروزه بين حرفه اي هاي ميکروبلاگ نويسي فعل "تويت کردن" به جاي مفهوم ارسال مطلب بر سر زبان ها اقتاده است.
در ایران هم چند سایت در این زمینه فعالیت می کنند که از آن جمله می توان به دو سایت وی ویو و پیغامک اشاره کرد.
چندتا نکته دیشب (برنامه نود ۱۷/۱/۸۸) تو صحبت های حاجی مایلی کهن بود که برام خیلی جالب بود. اول اینکه فهمیدم مایلی کهن از دماغ فیل اقتاده و از اینکه سرمربی تیم ملی شده قند داره تو دلش عروسی میگیره! و دوم اینکه کشف شد که علی دایی برادر مایلی کهن بوده و هیچ کس هم نمیدونسته! چون خودش گفت ما اگه گوشت همو بخوریم استخونش دور نمیریزم. و سوم هم اینکه حاجی مایلی خیلی به امر به معروف و نهی از منکر اعتقاد داره و تا حالا سراغ ماهواره نرفته و نگرفته و برای اینکه فوتبال خارجی ببینه باید بره خونه همسایه! و نکته آخر هم اینکه ایشون مدتی توی طرح امنیت اجتماعی برای فدراسیون کار میکرده! و اگر کسی مشکل اخلاقی یا ظاهری (همون زیر ابرو و مو سیخ سیخی و ... ) داشته حتما گزارش میکرده. البته گفتگوی عادل با حاجی خیلی نکته ها داشت ولی من بازم روی همون حرفی که تویی پست هایی قبلی گفتم هستم!
باز گند زده شد به همه چیز، مثل بازی با کره. من نمیدونم چرا بعضی ها بخاطر مسائل شخصی خودشون تیم ملی یه مملکت رو به بازی میگیرن. از فردا هم باز هر کی میاد تو وبلاگش مینویسه ال شد و بل شد، از اون طرف هم عادل میاد میگه ما هنوز رو کاغذ شانس داریم و دو ساعت کلاس حساب و منطق و تاریخ راه میندازه و آخرش هم هیچی به هیچی. بابا جان مردم چه گناهی دارن؟!
پ.ن۱: دایی حیا کن! پ.ن۲: نکته دیگه اینکه هر وقت آقای رئیس جمهور وارد ورزشگاه شدن تیم ایران باخته! اون از کشتی اینم از فوتبال!!!