تبليغاتX
مثبت بی نهایت - وبلاگ مهدی رنجبر
صفحه نخست      |       بایگانی وبلاگ      |       لیست مطالب      |       تماس با من      |       درباره من
 قبل از ازدواج:
پسر: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم.
دختر: می‌‌خواهي من از پيشت برم؟
پسر: نه! فکرش رو هم نکن.
دختر: منو دوست داری؟
پسر: زياد!
دختر: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟
پسر: نه! چرا چنين سوالي می‌‌کنی؟!
دختر: منو مسافرت می‌‌بری؟
پسر: مرتب!
دختر: آيا منو می‌‌زنی؟
پسر: نه، اين چه حرفيه! اصلا
دختر: ميذاری من درسم رو ادامه بدم؟
پسر: صد البته!
دختر: غير از من فرد ديگه ای رو هم دوست داشتی؟
پسر: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم!
دختر: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟

بعد از ازدواج:
متن را از پايين به بالا بخوانيد!


8:10 PM |
شنبه 29 دی1386
موضوع: یادداشت
چه بده که کسی بهت توجه نکنه
چه بده که کسی ازت خوشش نیاد
چه بده که کسی نگاهت نکنه
چه بده که کسی بهت بگه بدرد نمیخوری
چه بده که کسی بهت بگه برو گمشو
چه بده که کسی دوست نداشته باشه
چه بده!

3:58 PM |
جمعه 21 دی1386
موضوع: یادداشت
نمیدونید مشهد چه برفی میاد!

10:42 AM |
دوشنبه 17 دی1386
موضوع: یادداشت
درخت ها، من، سردی دی
و خیابان که از سر و صدای رهگذران خسته شده است
و برگ ها، که در خمودگی بعد از ظهر
در جای خود غلتی می خورند و دوباره به خواب می روند
و من که از چهارچوب تنگ و منجمد اتاق همیشگی
به آسمان نگاه می کنم
که بی حوصله نشسته و انتظار می کشد
و تو که نمی نشینی و نمی خوانی و می خندی و می روی

مشهد/دی ۱۳۸۵


5:20 PM |
سه شنبه 11 دی1386
موضوع: متن ادبی
» آخرین مطالب دوستان (Google Reader)